
اشتری را دید موشی بی خرد
میل آن کرده که در لانه اش برد
در دهن بگرفت خود افسار آن
هم شتر بودی پی موشک روان
تا رسیده در دم سوراخ موش
با زبان حال گفت آن تیزهوش
موشکا این خانه نبود در خورم
کی توانم اندر این خانه روم
کی شتر در خانه ات گنجد بگوی
بهر این خانه دگر کس را بجوی
یا که دیگر خانه بگزین این زمن
کان همی باشد سزاوار چو من
ای برادر یا نمازی می گذار
کو بود اندر خور پروردگار
یا که معبود دگر پیدا نما
کاو سزاوار نمازت باشدا
در ادامه برخی از مطالب و عکسنوشتهای منتشر شده با این موضوع را میتوانید مشاهده کنید:

1- خدای دنیای واقعی همان خدای دنیای مجازی ست؟ اگر خودش را در جهان واقعی ببینی، یحتمل سرت را میاندازی پایین و عبور میکنی، ولی اسمش را، نوشتهاش، کامنتاش را، چراغ روشناش را که در دنیای مجازی میبینی، چشمت تنگتر میشود، خیرهتر میشوی به مانیتور، شاید ضربان قلبت هم کمی بالاتر برود.

2- دخترکم؛ از نظر قرآن یکی از ملاکهای بیحیایی، خودنمایی برای نامحرم است. خودنمایی فقط برای بدحجابها نیست، بلکه با حجاب هم میشود خودنمایی کرد؛ فقط مشتریاش فرق میکند. رعایت کن!

3- حالا اگر احوالپرسی نکنی چه میشود؟!

4- ماه ضیافت است و گشایش درهای حقیقی رحمتش حتی به روی این دنیای
مجازی... با تکیه بر ایمان و تقوا رنگ و بوی خدایی را برای این فضا به
ارمغان خواهیم آورد. به میهمانی خدا دعوت شدهایم... او را با چهره مجازی و
حقیقی خود بندگی کنیم.

5- میگفت... اینک بقیه مرا با اسم کوچک صدا میزنند تقصیر من است؟ گفتم... مردها میزان جدیتشان میشود حجابشان... اینکه یک نفر خیره خیره به یک خانم بدحجاب نگاه میکند تقصیر کیست؟ این هم همان... حجب مرد در میزان جدیت او در برخورد با نامحرم نمایان میشود و این نکته هم هیچ ربطی به تأهل و تجردش ندارد.

6- قدر هر کس به اندازه قدر اراده اوست؛ سر دوراهی کلیک کردن و نکردن، اندازه آدمها معلوم میشود؛ گاهی باید مدام برای خودمان روضه حرّ بخوانیم.

7- بانو... همان طور که در دنیای واقعی حیایت، حجابت، وقارت تو را از برخورد صمیمانه با هر نامحرمی بازمیدارد، همان طور که وقتی نگاهی آزارت میدهد؛ رویت را محکمتر میگیری اینجا هم در فضای مجازی در برخورد با نامحرم، رویت را بگیر در قالب کلمات.

8- این لبخندی که روی لب تو نشسته و او نمیبیند من را نگران میکند.

9- اول کامل مطمئن شدهای هیچ محرمی نمیتواند کارت را راه بیندازد؟

10- همه این چیزهایی که الان داری مینویسی اگر او را رودررو میدیدی هم میگفتی؟

11- چرا او باید بداند و بفهمد؛ حالت الان چطور است؟ داری چه کار میکنی؟ کجایی؟ در چه حالی؟

12- «ان الانسان علی نفسه بصیرة» مطمئنی که با ایمیل کارت راه نمیافتد که چت میکنی؟

ایشان
همیشه توصیه میکردند: «پسرم توجه داشته باش از روی ظاهر افراد قضاوت نکن.
چه بسا افرادی که ظاهر ساده داشته باشند و از طبقه ضعیف جامعه باشند اما
در پیشگاه خداوند متعال از درجه و جایگاه والایی برخوردار باشند.»


آمریکا، متقاضى اصلى شروع مذاکرات هستهاى با ایران

سردار باقرزاده می گفتند؛ هر وقت توی کشور اتفاقی می افتاد و رهبری ناراحت بودند شهدا خودشون را به ما نشون می دادند.
حالا بازم انگار خبرایی که شهدا این جور سرزده اومدن ، با دستهای بسته !
دستهایی که به ما می گن این با غیرتها تسلیم دشمن نشدن ...
امان نامه نگرفتند ...
خلاصه که با دشمن راه نیومدن که این طوری دستاشونو بستن و شهیدشون کردن!
شاید اومدن به ما درس مقاومت و ایستادگی رو گوش زد کنند ...
گوش زد کنند به کسایی که درس غیرت و فراموش کردند...
این شهدا نماد غیرتند ، غیرتی که از حضرت عباس (ع) سرچشمه گرفته...
عباس (ع) تسلیم دشمن و وعده هایش نشد ، این شهدا به حضرت عباس (ع) اقتدا کردند و نمره قبولیشان را گرفتند.
خدا کند که در درس غیرت و ایستادگی مردود نشویم.

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین. آن چیزی که ما احساس میکنیم، هرموقع در جامعهمان به شهدا نیاز باشد، خودشان رخ نشان میدهند. در دورههای سیاسی این ممکلت، در هر دورهای از مباحث اقتصادی یا فرهنگی یا حتی دورههایی که روحیه سلحشوری و نظامی لازم بوده و افزایش روحیه جهادی در بین مردم و جوانانمان بیشتر شود شهدا رخ نشان دادند. آنها قطعاً بدون اذن خدا و امام زمان(عج) رخ نشان نمیدهند. تا اذن آنها نباشد، رخ نشان نمیدهند. ولی امروز که این شهدا و غواصان رخ نشان دادند، قطعاً حکمتی دارد و قطعاً هرکسی را هم با یک حکمتی به پای تدفین و تشییع و تجلیلشان میکشانند.

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت همه بزرگواران و با عرض تبریک حلول ماه مبارک رمضان و التماس دعای ویژه خدمت بزرگواران.چند روزی است که بوی شهدا پیچیده است.یه عزیزی میگفت هر وقت این کشور به مشکلی بر میخورد،هروقت قاطعی میکنیم،هروقت داریم بالا میاریم و حالمون بد میشه،یهو شهدا میاند و جمع میکنند قضیعه رو.اون از زمان جنگ که با تنشون و جانشون از این مملکت دفاع کردند و الان هم که هر وقت گیر میکنیم و در مشکلات غوطه ور هستیم هرزگاهی میشنویم که سری به شهرها میزنند تا جمع کنند قضیعه را،وقتی در مشکلات و بحران های همه تسلیم میشند،شهدا خودشون رو به ما نشون میدند و میگند که ما رو به شهرها ببرید تا همه چیز رو درست کنیم و باز هم بفهمیم که حلال مشکلات شهدا هستند.نمیدونم که چی شده است،فضای شهر در مشکلات اقتصادی در بحث هسته ایی در تحریف امام(ره) در یارانه ها و در خیلی از موضوعات غوطه ور است.
قرار بود در ماه رجب خودسازی کنیم،قرار بود تقوای الهی را رعایت کنیم تا در ماه مهمانی خدا که وارد میشویم استفاده ببریم نه اینکه تازه در این ماه تزکیه را شروع کنیم،این ماه ماه بهره بردن است.شاید همه چیزمان را داریم فراموش میکنیم،شاید در زندگی اینقدر داریم غرق میشویم که شده ایم سکولار ،شاید دارد تفکرمان غربی میشود.کی باید بیاید این خاک را از رویمان بتکاند؟شاید دوباره آمدند که خط را بشکنند خط تحریم دور بودن و فراموش کاری ما که ما قول دادیم که همراه امامان باشیم و تنهایش نگذاریم،ما عهدی بستیم با جانان که جان را نثارش کنیم،نکند که فراموش کنیم ما منتظر مولایمان هستیم،نکند فراموش کنیم ،نکند منتظر بودنمان فقط تشریفاتی بشود.شاید آمده اند که بهانه را دستمان بدهند.درست است که با دست بسته امدند،ولی آمدند که با دست بسته دستمان را بگیرند و به قول شاعر:
محمد مهدی سیار :
برموج های اروند با دست بسته رفتند
تا هیچ کس نبیند بر دست های ما بند
و فقط میتوانم این رابگویم که
بیا و یک تنه تحریم عشق را بشکن
بیا و حلقه تنگ دمشق را بشکن
هنوز با شما هستیم تا آخرین گام، چرا که اهل استقامتیم.
یکصد و هفتاد و پنج بار هم اگر فرات را ببندند، ما دست بسته ی ولایت می مانیم و پشتیبان راهتان.
چه رمضانی شود این رمضان با این مشعلی که تو افروختی
اللهم رب شهر رمضان
و در آخر پیام حضرت آقا
بسم الله الرحمن الرحیم
صلوات و سلام خدا بر شهیدان عزیز که مشعل توحید
را با ایثار خود بر فراز میهن اسلامی برافروختند. و صلوات و تحیات خدا بر
شهیدان مظلوم غواص که با ظهور و حضور خود این فروغ خاموش نشدنی را مدد
رساندند و پرچم یادهای عزیز و گرانبها و ذخیره های معنوی امت را با شکوهی
هر چه تمام تر در کشور برافراشتند.
سلام بر دستهای بسته و پیکرهای ستم
دیده شما و سلام بر ارواح طیبه و به رضوان الهی، بال گشوده ی شما. سلام بر
شما که بار دیگر فضای زندگی
را معطّر و جان زندگان را سیراب کردید؛ و سپاس بی پایان پروردگار حکیم و
مهربان را که در لحظه های نیاز این ملّت خداجوی و خداباور، بشارتهای
تردیدناپذیر را بر دلهای بیدار نازل می فرماید و غبارها را می زداید. و
سلام بر شما ملّت بزرگ، وفادار، آگاه و مسئولیت پذیر که خطاب لطیف الهی را
به درستی می شناسید و می نیوشید و پاسخ می گویید. حضور پرمضمون امروز شما
در تشییع این دردانه های به میهن بازگشته یکی از به یادماندنی ترین حوادث
انقلاب است. رحمت خدا بر شما.
و سپاس بی حد از خدای مالک دلها و سلام بی پایان بر حضرت بقیه الله روحی فداه که صاحب این ثروت عظیم است.
وال
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
سیدعلی خامنه ای
26 خرداد 1394
در دنیایی که فکر میکردیم اخلاق دیگر فراموش شده است آن هم بخصوص در ورزش،بعد از مدتها خبر خوشحال کننده ایی شنیدیم که مهدى طارمى مهاجم تیم فوتبال پرسپولیس اعلام کرد مبلغى از قراردادش با تیم فوتبال پرسپولیس را صرف امور خیریه خواهد کرد.امیدواریم که این حرکات بیشتر شود نه در ورزش بلکه تمام افراد معروف و پر درآمدی که توانش را دارند در کارهای خداپسندانه شرکت نمایند و اعلام نمایند تا در جامعه رواج پیدا کند و نگران اجرش نباشند که کم میشود بلکه شاید تشویقی باشد برای افراد دیگر.

متن این پیام به شرح زیر است:
بنام خداوند بخشنده و مهربان
خدایا خودت می دانی من راضی به نوشتن این بیانیه نبودم.هدف من جلب رضایت تو و نشاندن لبخند روی صورت بندگانت بود و بر عهدم پایدارم اما اصرارهای وکیلم مرا ناچار به نوشتن این بیانیه کرد. خوب و بد و گناه و غیر گناه بودنش را ازگردن من حقیر ساقط فرما که همینجوری هم زیر بار خروارها گناه غرق هستم.
وکیلم اصرار کرد و گفت مهدی اینها ریا نیست. حالا که نیت تو خیر است بگذار دیگران هم از موضوع آگاه شوندحتی اگر این کار الگویی برای یکنفر هم باشد بازهم خوب است. گفت نوع نگاهها متاسفانه به فوتبال و فوتبالیست زیبنده نیست.شاید این کار تو باعث شود نگرش ها به فوتبال و فوتبالی ها هم تغییر کند .نمی دانم حق با او بود یا نه اما در هر حال مرا مجاب کرد به نوشتن این بیانیه. بیانیه ای که ویرایشش هم به دوش خودش افتاد. قبل از هر چیز تبریک به نفتی ها بابت صعود شان. بعد هم تاکید بر اینکه از صمیم قلب دوست دارم یک فصل دیگر لباس سرخ پرسپولیس را برتن نمایم. همیشه اولویتم پرسپولیس و هواداران عزیزش بوده و خواهد بود.
سوم قرارداد من با پرسپولیس در فصلی که گذشت 150 میلیون تومان بود که با احتساب برخی آپشن هاو شرایطی که در آن وجود داشت تا 400 میلیون تومان می رسید.از این مبلغ با محاسبات خودم حدود 150 میلیون تومان اولیه را دریافت کرده ام و از مسولین محترم باشگاه استدعا دارم 250 میلیون تومان باقیمانده را در موارد ذیل هزینه نمایند:
1.فوتبال استان بوشهر پر است از استعدادهایی که من مهدی طارمی در مقابل آنها دیده هم نمی شوم.کاش می توانستم برای آنها کاری کنم اما صرفا برای آنکه به آنها بگویم هیچگاه گذشته ام را فر اموش نکرده و همیشه تصویر روزهای بازی بر روی ماسه های داغ ساحل با پای برهنه و تاول زده را در ذهنم حفظ کرده ام مبلغ 50 میلیون تومان از باقیمانده قراردادم را برای کمک به انجمن حمایت ازکودکان کار بوشهر و مدیر آن آقای برزگر تقدیم می نمایم. کودکانی که تمرینات شان را دیده ام و همه مستعدند.امیدوارم هدیه ناقابلم را بپذیرند.
2.مبلغ 50 میلیون تومان در اختیار سازمان لیگ قرار گیرد تا از آن محل دو جایزه تهیه شود. اول جایزه ای به نام جایزه ناصرحجازی اسطوره فراموش نشدنی فوتبال ایران و آسیا به بهترین گلر فصل قبل لیگ برتر تعلق بگیرد و با دستان یادگار عزیز ناصر خان حجازی یعنی آتیلاحجازی تقدیم فرد منتخب گردد تا بدینسان به سهم خود کاری برای شادی روح آن چهره بی تکرار کرده باشم.دوم جایزه ای به نام جایزه علی دایی گلزن برتر فوتبال جهان برای تقدیم به بهترین گلزن لیگ برتر که انشاالله توسط خود علی آقا تقدیم برنده خواهد شد. شاگردی علی دایی را برای خودم افتخار می دانم و امیدوارم این تصمیم من گوشه کوچکی از زحماتی که برایم کشیده را جبران نماید.
3.هنوز لحظه اولیه حضورم در باشگاه پرسپولیس برای عقد قراردادم در خاطرم هست.چهره مهدی نفر نازنین هم.بعدها او را در درفشی فر بارها دیدم تا آن شبی که از جمع مان جدا شد.با گرامیداشت یاد و خاطره اش به پاس زحمات همه اهالی رسانه که برای من و رسیدنم به اینجا کشیدهاند 50 میلیون تومان را به عنوان هدیهای ناقابل تقدیم می کنم به علیرضا نفر فرزند مهدی نفر و امیدوارم در صداقت و مهربانی رهرو پدر باشد.
4.همه ماها ممکن الخطا هستیم و البته خداوند خطاهایمان را می پوشاند.به اینکه علی اکبریان با خودش چه کرده کاری ندارم. قضاوتش بماند برای قضات اما خانواده او چه گناهی کردهاند؟ خانوادهای که حالا فرزندانش می دانند روزگاری روی سکوهای ورزشگاه آزادی هزاران نفر با فریاد روماریوی ایران، پدرشان را تشویق می کردهاند. دوست ندارم نگاه آن طفل معصومها به فوتبال نگاهی توام با حسرت و کینه و بغض باشد پس به عنوان کوچکترین عضو خانواده فوتبال 50 میلیون تومان هدیه ناقابل را تقدیم می کنم به خانواده علی اکبریان و امیدوارم به زودی با حضور پدر، کانون گرم خانواده شان رونقی دوباره بگیرد.
5.از استعداد جنوبیها در بند اول گفتم، کسانی که سمبل درد و رنج هستند. سمبل محرومیت.در محرومترین دوران فوتبال ایران در دهه 60 جوانی با چهره ای آفتاب سوخته و پایی که بخاطر ترکش های یادگاری دوران حماسه و ایثار میلنگید بلندپرواز ترین شاگرد دهداری عزیز شد.افسوس که انگار فوتبالمان را آلزایمر گرفته و کریم باوی را به یاد نمی آورد. من ولی با افتخار هدیه ناقابل 50 میلیون تومانیام را تقدیم مهاجم سابق تیم های ملی، شاهین و پرسپولیس می کنم.
وکیلم پیگیری لازم برای رسیدن وجوه به دست صاحبانش را انجام می دهد.خدایا تو راضی باش با بندگانت می توانم کنار بیایم.
یاعلی. خاک پای ایران و ایرانی مهدی طارمی