
دهید مژده به یاران که یار
مى آید
قرار گیتى چشم انتظار مى آید
کلید صبح به دست و سرود عشق به لب
ز
انتهاى شب آن شهسوار مى آید

نمیدونم از کجا باید شروع کنم!از مجوز اکران فیلمی که بسیار جای سوال و مسئله دارد(رستاخیز)بگویم یا از توافق هسته ای ویا مشکلاتی اخیری که داشتیم یا از دیدار دلنشین دانشجویان با حضرت آقا بگویم.به بهانه زادروز شناسنامه ای حضرت آقا که امروز بود(خود ایشان 29 فروردین را اشاره فرمودند) یاد پیاده روی اربعین افتادم که چه چیزی برایم جلب توجه کرد.در روز اول پیاده روی وقتی شروع به پیاده رفتن کردم همه چیز را با دقت نگاه میکردم و کلا حواسم به محیط اطرافم بود،بعد از چند ساعت در این حال بودن به خودم گفتم برای چی اومدم؟برای چی در این مسیر پیاده دارم میرم؟یاد دور زدن دور کعبه افتادم که در آنجا نباید حتی یک لحظه سرت را به اطراف بچرخانی.چرا؟رفتار در دور زدن کعبه یک نوع تبعیت و اطاعت است.یعنی باید با تمام وجود و حواس دور بزنی.باید نگاهت به امامت باشد و در این مسیر راه بروی،باید تمام وجودت را معطوف به امامت بکنی،رفتار در کعبه یک نوع ماکت رفتاری در قبال امام (ع) است.وقتی در این فکر بودم در مسیر پیاده روی متوجه شدم که لهو و لعب دنیا نباید حواس من را از اصل گمراه کند و یا باعث فراموش کردن من از موضوع اصلی بشود و در ادامه مسیر تمام سعی و تزکیه خود را در این راه انجام دادم تا درگیر بازی دنیا و شیطان نشوم و موقه ایی که نزدیک نجف شدم برای حال بهتر خدمت امام (ع) رسیدن ،اول به کوفه رفتم و محل ضربت مولا را زیارت کردم واعمال آنجا را به جا آوردم و فضای سختی هایی که به مولا وارد شد را میخواستم احساس کنم و جفای مردم کوفه،البته این را بگویم که موقه ایی که در ورودی شهر کوفه شدم،ترسیدم،خاطرات سختی هایی که به مولایم وارد شد را احساس کردم و بعد از یک شب بودن در شهر به سمت نجف حرکت کردم،وقتی وارد شهر نجف شدم لحظه ایی که وارد شدم بازم احساس کردم که شیطان قصد وسوسه و مشغول کردن من را در بازار دارد،به مولایم توسل کردم و سرم را پایین آوردم و آرام از بین بازار سرپوشیده رد شدم تا به یک فضای سر باز رسیدم و وقتی بالا را نگاه کردم به ناگاه گنبد و بارگاه مولایم را دیدم،بغض گلویم را گرفت و لی ابهت مولایم اجازه نداد که گریه کنم و آرام جلو رفتم،اما وقتی به محل ضربت خوردن مولایم فکر کردم،به دست بسته مولایم و صدای ناله مادر مهربان فکر کردم و موقه ای که میخواست رو به آسمان دعا کند و مولا جلوی ایشان را گرفت. به یاد مادر مهربان عالم که افتادم دیگر طاقت نیاوردم و بغضم ترکید.چه لحظات شیرین و دلنشینی بود.به خاطر فضای دلنشین در کنار مولا بودن دو روز در نجف و در حوزه علمیه آنجا ساکن شدم تا کمی آرام شوم و بعد دوباره به پیاده روی خود ادامه دهم بگذرد که در این دو روز باز هم خاطراتی برایم ماند،ولی هدف از گفتن این خاطره این بود که میخواستم بگویم که ما باید از اصل غافل نشیم،اول از همه متوسل شدن به امام زمان(عج) و در مرحله بعد تبعیت و اطاعت از نائب ایشان، نباید حواسمان پرت شود در این شلوغی بازار و درگیر کردن ما در دنیائیات،بهترین چیز تبعیت و اطاعت از ولی زمان است و در راستای او قدم باید برداشت و نباید برداشت های شخصی و مغرضانه نسبت به مسائل داشت و خود را درگیر کرد،همان چیزی که غرب های سالها در لجن زار آن غوطه ور هستند و باید فقط نگاه به امام (ع) و ولی او داشت نه جلوتر و نه عقب تر

بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای رئیسجمهور
با سلام و تحیت و تشکر از زحمات فراوان جنابعالی، اولاً لازم میدانم از
تلاش پیگیر و پرطاقت هیئت مذاکرهکنندهی هستهئی صمیمانه تشکر و قدردانی
کنم و پاداش الهی را برای آنان مسألت نمایم، سپس، به سرانجام رسیدن این
مذاکرات، گام مهمی است، با این حال لازم است متنی که فراهم آمده با دقت
ملاحظه و در مسیر قانونی پیشبینی شده قرار گیرد و آنگاه در صورت تصویب،
مراقبت از نقض عهدهای محتمل طرف مقابل صورت گرفته و راه آن بسته شود. به
خوبی میدانید که برخی از شش دولت طرف مقابل به هیچ رو قابل اعتماد نیستند.
از ملت عزیز انتظار دارم که همچنان وحدت و متانت خود را حفظ کنند تا بتوان در فضای آرام و خردمندانه به منافع ملی دست یافت.
والسلام علیکم و رحمهالله
سید علی خامنهای
۱۳۹۴/۴/۲۴

کسی نمی تواند با فلسطین باشد اما با ایران نباشد

نصرالله تاکید کرد: آن کسی که تا کنون پرچم را برافراشته و از همه پیش افتاده است و حاضر نیست با اصل وجود رژیم صهیونیستی موافقت کند و به آن اذعان کند، ایران است حتی اگر پرونده هستهای به شکست بینجامد. ایرانی که از همه پیش افتاده است در حال حمایت از محور مقاومت است و از جنبش های مقاومت حمایت می کند و این مساله را تاکنون کسی جرات نکرده است به آن عمل کند.
کسی نمیتواند با فلسطین باشد اما با ایران نباشد و نمی توانی با فلسطین باشی مگر آنکه با ایران بوده باشی و نمی شود دشمن ایران بود و مدعی دفاع از فلسطین باشی چرا که ایران تنها امید باقی مانده برای آزادی قدس است. هیچ پروژه فارسی یا صفوی در منطقه وجود ندارد.


شب های قدرمان گره خورده به شهادت مولایمان امیرالمومنین (ع)
این رو شنیدید که میگن یک شبه راه صد ساله رو میشه رفت
آره
این قصه افسانه نیست
بلکه واقعیته
إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ
لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِّنْ أَلْفِ شَهْرٍ
ما یک شب را به امت تو می دهیم که از هزار ماه بهتر است و در این یک شب عبادت بیش از هزار ماه را در پرونده امتت ضبط می کنیم که جبران آن کمبود تربیت ها و توفیقاتی که کم کم رخ می دهد ، بشود.
واینگونه است ره صدساله را یک شبه میشود رفت.
ای کاش از دست ندهیم
آیت الله مجتهدی: آنچه که از سر گذشت؛شد سرگذشت! حیف بی دقت گذشت؛ اما گذشت! تا که خواستم یک دو روزی فکر کنیم؛بر در خانه نوشتند؛
در گذشت!
التماس دعای فراوان در این ایام بنده سرا پا تقصیر را از دعای خیرتون فراموش نکنید.
من اوّلاً براى شما برادران و خواهران عزیز بیان کنم که اهداف جنجال تبلیغاتى امریکاییها - عمدتاً - و مخالفان ما در دنیا چیست. اینکه دائماً مىگویند ایران مىخواهد با امریکا مذاکره کند؛ ایران مىخواهد بتدریج رابطه با امریکا برقرار کند، هدفشان از این حرفها چیست؟ چه مىخواهند؟ مخالفان ما به دنبال چه چیزى هستند؟ آنچه مسلّم است، دنبال خیر جمهورى اسلامى و خیر ملت ایران نیستند؛ اینکه واضح است. تا به حال در طول این نوزده سالى که از انقلاب مىگذرد، هم حکومت امریکا، هم مطبوعات امریکا و هم رسانهها و تلویزیونها و رادیوهاى امریکا، تا آنجایى که توانستند، به ملت ایران ضربه زدند، خنجر از پشت زدند، اهانت رواداشتند، خیانت کردند و دروغ پرداختند. در هشت سال جنگى که ما داشتیم و در قضایاى اقتصادى، یکجا اینها به نفع ما کار نکردند؛ حال هم از همان قبیل است.
پس، هدفشان چیست؟ هدف، چند چیز است. که من به اختصار عرض مىکنم. شما روى مطالبى که عرض مىکنم، فکر کنید؛ مخصوصاً شما جوانان تحصیلکرده، دانشآموزان، دانشجویان و طلاب علوم دینى، درست دقت و تأمل کنید؛ چون اینها مسائل مهمى است. یک ملت هم غالباً در همین جاهاى علىالظاهر کوچک است که سرنوشتش ساخته مىشود. چنین مقطعى، اگر مردم، جوانان، مسؤولان و دیگران درست نفهمیدند که حقیقت قضیه چیست، زاویهاى باز مىشود که خداى نخواسته همین زاویه، به فناى همه چیز منتهى خواهد شد. معمولاً اینطور است؛ لذا خیلى مهم است که درست دقّت شود.
هدف اینها چیست؟ هدف حکومت امریکا و دستگاه امپراتورى خبرى امریکایى از این حرفها چیست که مرتّب مىگویند: ایران مىخواهد مذاکره کند؟ ادامه مطلب ...

1- تسلیم شدن ایران اسلامی در مقابل آمریکا
براى امریکا مهم است که ایران اسلامى که از روز اوّل به دلایل روشنى در مقابل امریکا ایستاد و تسلیم امریکا نشد و گفت که با امریکا مذاکره نمىکنم، حالا بگوید که بسیار خوب، چَشم، ما هم مذاکره مىکنیم! مىگویند بفرما، ابرقدرتى کامل شد! این منطقهاى هم که زیر بار نمىرفت، زیر بار آمد؛ اینجا هم عتبه را بوسیدند! بنابراین، صِرف مذاکره برایشان خیلى مهّم است. البته در مورد رابطه، اینطور نیست؛ بعد خواهم گفت. امریکاییها نسبت به رابطه، طور دیگرى فکر مىکنند. آن چهکه براى آنها خیلى مهّم است، مذاکره است. مىخواهند ایران پشت میز مذاکره بنشیند؛ بعد که مذاکره شروع شد، آنوقت سرِ رابطه داستانها و حکایتها دارند.
2- آسوده شدن خیال آمریکایی ها از از مبارزات دنیای اسلام
نکته دوم براى اینکه مذاکره با ایران براى امریکا اهمیت دارد، این است که حرکت جمهورى اسلامى و ملت ایران موجب شد که احساسات اسلامى در هر گوشه دنیا بیدار شود؛ در آسیا، در آفریقا و حتّى در اروپا، مسلمانان با نام اسلام، احساسات اسلامى خودشان را سرِ دست گیرند و مبارزهاى را به نحوى شروع کنند. بعضى از این مبارزات، مبارزات سیاسى با دولتهاست. بعضى از این مبارزات، مبارزات اصلاحى است؛ بالاخره مشغول مبارزه هستند. همه اینها، از این قلّه جمهورى اسلامى و امام و این ملت، سرازیر شدهاند.
من کسانى را در دنیاى اسلام مىشناسم و اطّلاع دارم که مذهب اهلبیت را بدون هیچگونه تبلیغى، فقط براى خاطر قضایاى جنگ قبول کردند. همین که شما جوانان، شما جانبازان، شما ایثارگران به میدان جنگ مىرفتید و این خبرها در دنیا به همین شکل منتشر مىشد؛ همینکه مادران آنطور شجاعانه مىایستادند و آن شجاعتها را به خرج مىدادند، عدّهاى را در دنیا مسلمان کرد، عدّهاى از مسلمانان را شیعه کرد، عدّه بیشترى را عاشق انقلاب و عاشق امام و ملت ایران کرد و احساسات اسلامى بروز کرد. در حقیقت، قطب همه اینها، ملت ایران و نظام جمهورى اسلامى است.
اگر جمهورى اسلامى با امریکا پشت میز مذاکره بنشیند، امریکاییها خیالشان از این جهت راحت مىشود؛ به هرجایى در دنیا مىگویند: شما براى چه تلاش مىکنید؟ شما که مثل ایران نخواهید شد، به پاى ایران که نخواهید رسید! هر چه بشوید، یک ملت و یک نظام و آن شکوه و شجاعت را که پیدا نخواهید کرد؛ آنها هم بالاخره مجبور شدند و اینجا پاى میز مذاکره آمدند؛ شما دیگر چه مىگویید؟! یعنى با تسلیم ملت ایران و نظام جمهورى اسلامى ایران به نشستن پاى میز مذاکره با امریکا، خیال امریکا از بسیارى از این مبارزات دنیاى اسلام آسوده خواهد شد.
3- رسوخ فکر بی اعتنایی به آمریکا در کشورهای جهان
درست توجّه کنید! هر کدام از اینها، بحثهاى طولانى و مفصّلى دارد که جایش در مجالس ویژه این حرفهاست. من مایلم که در نماز جمعه، فقط رؤوس مطالب را عرض کنم. مذاکره براى اینها مهّم است. ببینید؛ بسیارى از کشورها هستند که دولتهایشان از دوستان دولت امریکا محسوب مىشوند؛ یعنى تحت نفوذ و تسلیم دولت امریکا قرار دارند، مواضع سیاسیشان تابع دولت امریکاست و کلاًّ تابع امریکا هستند؛ با فلانجا قطع رابطه کنید، فلانجا را معامله کنید، فلانجا را معامله نکنید، نفت را اینگونه کنید، مس را آنطور کنید. این دولتهایى که تسلیم امریکا هستند، بتدریج این فکر برایشان به وجود مىآید که دولتى به نام جمهورى اسلامى ایران هست که به امریکا هیچ اعتنایى نمىکند؛ امریکا هم نسبت به آن دولت نمىتواند هیچ آسیب جدّى بزند. پس، علّت اینکه ما از امریکا اینقدر مىترسیم، چیست؟
این سؤال امروز در ذهن بسیارى از مسؤولان کشورهاى اسلامى و غیر اسلامىِ به اصطلاح خودشان جهان سومى وجود دارد و براى دستگاه امریکا موجب زحمت جدّى شده است؛ خارج شدن از حالت تبعیت و تسلیم، به خاطر وجود جمهورى اسلامى، که جمهورى اسلامى هست، هیچ اعتنایى هم به امریکا نمىکند و امریکا نمىتواند هیچ کار مهمّى با آن انجام دهد. چرا؛ گاهى اوقات هارت و هورت مىکنند؛ مثلاً قانون «داماتو»یى مىگذرانند، قانون هم بعد از چند ماه به خودى خود منسوخ مىشود؛ کار اساسى نمىتوانند بکنند. پس، چرا ما خودمان را بیخودى معطّل کردیم و اسیر امریکا شدیم؟
براى امریکا خیلى خطرناک است که این فکر در دوستان و در تبعه دولتهاى تابع و پیرو او رسوخ پیدا کند. امریکا در پى یک جواب است؛ باید کارى کند که به آنها اینطور تفهیم شود که: «دیدید، این محاصره اقتصادى و همین فشارهایى که ما علیه جمهورى اسلامى به خرج دادیم، بالأخره جمهورى اسلامى را هم خسته کرد و مجبور نمود که او هم بیاید و زانو بزند و از آن پایگاه و از آن گردن برافراشتهاى که داشت، بناچار پایین آید!». این را به دولتهایى که پیرو و تابعش هستند، تفهیم کند که: «نخیر؛ اینطور هم نیست که شما خیال کنید کسى که با ما نباشد، مىتواند از آسیب در امان بماند. جمهورى اسلامى هم بالاخره مجبور شد بیاید!››
4- تبلیغات بر شایعه شکست قطب اسلام
یک نکته دیگر هم هست که موجب مىشود حقیقتاً مذاکره براى امریکاییها به عنوان یک ابرقدرت مهم باشد و آن، این است که در مصاف دو قطب مبارز که الان نوزده سال یا بیست سال است که در صحنه سیاسى عالم، مبارزه مىکنند - قطب استکبار از یک طرف، و قطب اسلام از طرف دیگر؛ قطب استکبار به رهبرى امریکا، و قطب اسلام به محوریّت نظام جمهورى اسلامى که تا به حال هم گسترش و پیشرفت، متعلّق به قطب اسلام بوده است - شما هرچه صحنه دنیا را نگاه مىکنید، مىبینید کشورهایى که بوى حرکت و نهضت اسلامى در آنها استشمام نمىشد، وضعى برایشان به وجود آمد که حکومتهاى اسلامى - لااقل به تناسب آن کشورها - در آنها به وجود آید! در ترکیه به صورتى، در الجزایر به نحوى و در جاهاى دیگر نیز همینطور. البته با همه اینها هم برخورد کردند؛ اما با احساسات مردم که نمىتوانند برخورد کنند؛ نمىتوانند با احساسات مردم آنطور برخورد کنند که مثلاً با حکومت «رفاه» در ترکیه یا با بعضى از حکومتهاى دیگر برخورد کردند. احساسات مردم به حال خود باقى است.
تا به حال در برخورد این دو قطب مبارز با یکدیگر - که قطب، استکبار از یک طرف و قطب اسلام از طرف دیگر است - پیشرفت و مبارزه و پیروزى، متعلّق به قطب اسلام بوده است. قطب اسلام همیشه پیش رفته است؛ اما قطب استکبار پیشرفتى نداشته است. اینها مىخواهند با شایعه مذاکره جمهورى اسلامى - که بگویند جمهورى اسلامى تسلیم شد؛ طرف ما آمد و مجبور شد کنار بیاید و با ما مذاکره کند - اینطور وانمود کنند که در این مصاف، بالاخره قطب اسلامى شکست خورد و مجبور به عقبنشینى شد و قطب استکبار در این مصاف پیروز گردید.
مىخواهند این را تفهیم کنند که دشمن پیروز شده و اسلام مجبور به عقبنشینى شده است. مىخواهند بگویند که اسلام انقلابى از حرفهایش گذشت و برگشت. مىخواهند بگویند همه این حرفها در طول این نوزده سال - ده سال اول که امام گفته بود، و نه سال بعد از امام، مسؤولان و ملت همه بر زبان آوردند - به گوشهاى گذاشته شد، به دست فراموشى سپرده شد و همه این حرفها تخطئه گردید؛ چون امام بارها فرموده بودند که ما با دشمن کنار نمىآییم و تسلیم دشمن نمىشویم. این شایعات براى این هدف است که آن گذشته را تخطئه کند. بالاخره امریکا از اینکه شایع شود جمهورى اسلامى تسلیم شده است تا با امریکا مذاکره کند و پشت میز مذاکره بنشیند - یعنى از حرفها و ادّعاهاى خود نسبت به استکبار دست بردارد - بیشترین استفاده را مىکند. این جنجال تبلیغاتى براى این است. لذا با اینکه رئیس جمهور محترم در مصاحبهاش گفت که ما مذاکره نمىکنیم؛ گفت که ما احتیاجى به مذاکره نداریم، آنها گفتند بله، این مقدّمه مذاکره است؛ مىخواهند مذاکره کنند! هر کسى چیزى گفت؛ جنجالى در دنیا درست کردند. پس، انگیزههاى امریکا و دستگاههاى خبرى امریکا از این جنجال این است.
بیانات در خطبههای نمازجمعه ۱۳۷۶/۱۰/۲۶