بسم الله الرحمن الرحیم
لاله سرخ شهادت تن تبدار من است
چشمه فیض خدا چشم گهر بار من است
حافظ خون پیام شهدای ره دین
لب گویای من و دیده خونبار من است
آنکه در کرببلا بود انیس پدرم
درره شام بلا مونس و غمخوار من است
ازغم اصغر و اکبر جگرم می سوزد
آه از این غم که خداوندخبر دار من است
فرا رسیدن 25 محرم (بروایتی) سالروز شهادت چهارمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، حضرت زین العابدین امام سجاد علیه السلام را به محضر امام عصر حضرت حجة بن الحسن عسکری علیه آلاف التحیة و السلام و عموم شیعیان جهان تسلیت عرض مینماییم.

این مراسم سه شنبه 27 آبان ماه،از ساعت 14 الی 17 در مسجد امیر المومنین واقع در اتوبان ارتش شهرک شهید محلاتی.
همچنین در این مراسم حجت الاسلام سید حسین مومنی به ایراد سخن و برادر پویانفر به مداحی خواهند پرداخت.
گفتنی است مراسم یادبودی هم نیز در هیئت ریحانه النبی برگزار می شود.

مرتضی پاشایی خواننده تیتراژ برنامه «ماه عسل» جمعه گذشته پس از تحمل یک دوره سخت بیماری سرطان درگذشت. پاشایی خواننده، آهنگساز و نوازنده موسیقی پاپ، متولد 1363 سال بود.
پیکر زندهیاد مرتضی پاشایی خواننده جوان کشورمان، صبح امروز با بدرقه باشکوه علاقمندان و دوستدارانش راهی بهشت زهرا(س)شد تا در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شود.بنده به نوبه خود درگذشت این عزیز را تسلیت میگوییم.به خصوص به پدر گرامی و اهل البیتی و ولایتی این عزیز که با تیزبینی و بصیرت خود از غبارآلوده شدن فضای درگذشت این عزیز برای فتنه گران و سوء استفاده آنان،بیانیه و صحبتهایی را نمودند.با آنکه داغ فرزند دیدند ولی با شجاعت و ایثار و در رسای حضرت علی اکبر(ع) مدیحه سرایی کردند و خاموش نشدند تا بدخواهان این نظام جرات جسارت ننمایند. و برای بعضی از هموطنانم متاسفم که در این ماجرا با نشناختن فتنه ای که میخواستن برپاکنند،از احساسات پاک آنها استفاده کردند تا بجای همدردی با خانواده عزیز از دست رفته،دست به تجمع زدند که این وسط بعضی افراد میخواستند استفاده هایی کننند.....
این عمار...........
اما این وسط
در مراسم تشیع این خواننده جوان کشورمان ،ناصر پاشایی، پدر مرتضی پاشایی در مراسم تشییع پسرش روضه حضرت علی اکبر(ع) را خواند کرد و گفت فرزندش در آخرین روزهای زندگیاش از او خواسته تا این روضه را برایش بخواند؛ روضهای سراسر داغ و اشک که روایت غم و ماتم سیدالشهدا(ع) در فراق فرزند برومندش است.
در ادامه مطلب دست وپا زدن رسانه های بیگانه را می توانید مطالعه نمایید.
ادامه مطلب ...
محمد جواد گل محمدی مدیر پروژه ستاد بازسازی عتبات عالیات در گفت و گو با فارس به کربلای معلی گفت: چند سال گذشته تحقیقاتی در مورد جهت حرکت آب در کربلا انجام دادیم و متوجه شدیم که جهت حرکت آب در تمام شهر کربلا از سوی حرم امام حسین(ع) به سمت حرم حضرت ابوالفضل(ع) است و کلیت مسیر حرکت آب به این ترتیب است اما در این میان تنها در یک مسیر جهت حرکت آب تغییر می کند.
وی
ادامه می دهد: در بین حرم حضرت ابوالفضل(ع) و حرم امام حسین(ع) یا همان
بین الحرمین مسیر حرکت آب تغییر می کند و بر عکس مسیر حرکت آب در شهر کربلا
از سوی حرم علمدار کربلا به سوی حرم امام حسین(ع) آب در جریان است که می
توان آن را یک معجزه دانست.
گل محمدی همچنین به سطح بالای آب در
کربلا و در زیر زمین حرم حضرت ابوالفضل(ع) اشاره کرد و گفت: در گذشته سطح
آب در حرم حضرت ابوالفضل(ع) آنقدر بالا آمده بود که از درز سنگ های حرم هم
آب بیرون می آمد و با توجه به اینکه
آب برای ساختمان مضر است و باعث
پوسیدگی و در نهایت تخریب بنا می شود و به همین دلیل اقداماتی را انجام
دادیم تا آب باعث تخریب بنا نشود.
وی تصریح کرد: آبی که در حرم حضرت
ابوالفضل(ع) است و آبی که در بیرون از حرم وجود دارد را با هم آزمایش
کردیم و متوجه شدیم که اتفاق خاصی افتاده است آبی که در بیرون از حرم جریان
دارد آمونیاک داشت که نشان دهنده وجود فاضلاب شهری در این آب است اما آب
داخل سرداب حرم مطهر کاملا پاک بود و هیچ گونه آلودگی نداشت و این جز معجزه
نمی تواند نام دیگری داشته باشد.
![]()
ابری ام، بارانی ام، حال و هوایم خوب نیست
چشم سر، خیس است امّا چشم دل، مرطوب نیست
آفت عصیان به جان نخل دل افتاده است
علتش این است اگر محصول ها مرغوب نیست
سود بازار عمل از عُرف هم کمتر شده
ای دریغ اوضاع کار و بار من مطلوب نیست
این دل بی در اگرچه جای این و آن شده
غیر تو اصلا ً برای من کسی محبوب نیست
واقعا ً من دوستت دارم عزیز فاطمه!
غیر یوسف هر کسی که دلبر یعقوب نیست
با من ِ بیچاره هم حرفی بزن چیزی بگو
جنس این دل که دگر از جنس سنگ و چوب نیست
طاقت دوری ندارم، رحم کن بر عاشقت
صبر من مانند صبر حضرت ایّوب نیست
کربلا می خواهم آقا … التماست می کنم
نامه ام را مُهر کن هر چند که مکتوب نیست
«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ»
سلام آقا،امشب تمام خوبان عالم دارن میان کربلا،همه جانها و روح ها به فدایت میشه به ما هم اذن ورود بده در کنار خوبان عالم شما را زیارت کنیم و فدایت بشیم.
گفتار برخی اشخاص آنقدر تعیین کننده است که گاهی میتواند سرنوشت یک ملت را تغییر دهد.قاضی شریح این گونه بود.رهبر انقلاب در تحلیل واقعه عاشورا در باره قاضی شریح می فرماید:
ابن زیاد به مسجد کوفه رفت و اعلان عمومی کرد که همه باید به مسجد بیایند و نماز عشایشان را به امامت من بخوانند!
تاریخ مینویسد: مسجد کوفه مملو از جمعیتی شد که پشت سر ابن زیاد به نماز
عشا ایستاده بودند. چرا چنین شد؟ بنده که نگاه میکنم، میبینم خواصِ
طرفدارِ حق مقصرند و بعضیشان در نهایت بدی عمل کردند. مثل چه کسی؟ مثل
شریح قاضی. شریح قاضی که جزو بنیامیّه نبود! کسی بود که میفهمید حق با
کیست. میفهمید که اوضاع از چه قرار است. وقتی هانی بن عروه را با سر و روی
مجروح به زندان افکندند، سربازان و افراد قبیلهی او اطراف قصر عبیداللَّه
زیاد را به کنترل خود درآوردند.
ابن زیاد ترسید. آنها میگفتند:
شما هانی را کشتهاید. ابن زیاد به شریح قاضی گفت: برو ببین اگر هانی زنده
است، به مردمش خبر بده. شریح دید هانی بن عروه زنده، اما مجروح است. تا چشم
هانی به شریح افتاد، فریاد برآورد: ای مسلمانان! این چه وضعی است؟! پس قوم
من چه شدند؟! چرا سراغ من نیامدند؟! چرا نمیآیند مرا از اینجا نجات
دهند؟! مگر مردهاند؟! شریح قاضی گفت: میخواستم حرفهای هانی را به کسانی
که دورِ دارالاماره را گرفته بودند، منعکس کنم. اما افسوس که جاسوس
عبیداللَّه آنجا حضور داشت و جرأت نکردم! جرأت نکردم یعنی چه؟ یعنی همین
که ما میگوییم ترجیح دنیا بر دین! شاید اگر شریح همین یک کار را انجام
میداد، تاریخ عوض میشد. اگر شریح به مردم میگفت که هانی زنده است، اما
مجروح در زندان افتاده و عبیداللَّه قصد دارد او را بکشد، با توجّه به
اینکه عبیداللَّه هنوز قدرت نگرفته بود، آنها میریختند و هانی را نجات
میدادند. با نجات هانی هم قدرت پیدا میکردند، روحیه مییافتند،
دارالاماره را محاصره میکردند، عبیداللَّه را میگرفتند؛ یا میکشتند و یا
میفرستادند میرفت. آن گاه کوفه از آنِ امام حسین علیهالسّلام میشد و
دیگر واقعهی کربلا اتّفاق نمیافتاد!
اما گفتگوی مطرح شده در مناظرات فی مابین دکتر ولایتی و دکتر جلیلی را میتوانید در زیر مشاهده کنید:
دکترولایتی(انتخابات92):
در آلماتی 2 آنها پیشنهاداتی کردند که میشد
پیش رفت ولی آقای جلیلی نپذیرفت. گفتند غنی سازی 20 درصد را تعلیق و فردو
را کند کنی، 3 تحریم را برمیداریم. در پاسخ به آنها گفتند این کارها را
میکنیم شما کل تحریم را بردارید. حرف من این است که باید قدم به قدم پیش
رفت . دیپلماسی معامله و تعامل است. سرسختی نشان دادن نیست. دیپلماسی
بیانیه پشت میز خواندن نیست!
دکترجلیلی(انتخابات 92):
آقای
ولایتی من نمیدانم این حرف ها از کجا آمده! آن ها به ما گفتند شما در کار
فردو تاخیر بیاندازید تا ما هم تحریم هایی که در آینده میخواهیم بکنیم
انجام ندهیم.... ما میدانستیم که طرف مقابل بدعهد است لذا گفتیم تاخیر در
فردو و توقف بیست درصد در مقابل تحریم های اصلی همچون نفت و ارز باید باشد
ببینید آن ها که روزی 5سانتریفیوژ ما را تحمل نمیکردند امروز حتی حق غنی
سازی بیست درصد ما را نیز پذیرفته و سر تاخیر در کار فردو با ما بحث
میکنند!
ولایتی سال 93(یازده ماه پس از توافق ژنو) 10 آبان 93
ما
میخواهیم هر چه زودتر مذاکرات به پایان برسد اما متأسفانه هر چه ما به
تعهدات خود عمل کردهایم طرف غربی ما به تعهدات خود عمل نکرده است و آمریکا
که بعضاً اظهار نظر خارج از قاعده میکند مورد اعتراض کشورهای بی طرف قرار
میگیرد اما همچنان بر تحریمهای ما افزودند.
چند وقت پیش بود که فکر کنم یک روحانی بالای منبر یک سخرانی کرد که یاد صحبت های این عزیز که فکر کنم حجت الاسلام پناهیان باشه افتادم.
ماجرا برمیگرده به دوران بعد از فتنه که حجت الاسلام پناهیان در سخرانیشون گفتند عزیزان در ماجرای فتنه لشگر کفر با پرچم کفر و لشگر حق با پرچم اسلام و امام حسین(ع) وارد عرصه و میدان شدند و با کمی بصیرت و روشنگری می توان میدان و عرصه رو شناخت.ایشان در ادامه فرمودند که در فتنه آینده دیگر عرصه اینگونه نیست بلکه دشمن و لشگر حق در زیر یک پرچم و آن هم اسلام و امام حسین(ع) حاضر خواهند شد.چون بار پیش مردم شناخته بودند اینها رو و زیر پرچم اسلام و امام حسین(ع) رفتند و آنها اینبار آمدند که فضا را غبار آلود کنند و با پرچم مشترک مردم را به طرف خود بکشانند.
ماجرا از انجا جالب شد که این روحانی در بالای منبر ماجرای اسیدپاشی اخیر را با اتفاقات در سوخته و مادر عزیز عالم قیاس کردند و نمونه های دیگر با ماجرای فشارهای دوران اسارت عمه سادات خانم زینب سلام الله علیها با افرادی که در ماجراهای بعد از اسیدپاشی برایشان پیش آمد و یا خانم رقیه سلام الله علیها را مقایسه کردند که این یک مقیاس واقعا متناقض و متضاد است.البته نه اینکه این بندگان خدا اصلا آدم نیستند بلکه قیاس این افراد با اهل بیت(ع) مشکل داره.ما از اهل بیت خود داریم که در مشکلات و در از دست دادن عزیزان خود برای ارباب بی کفن و اسارت اهل بیت ما بگرید تا گناهان افراد آمرزیده شود.ما عزیزان اهل بیت را نباید اینگونه قیاس کنیم.این است که با بیرق اسلام و امام حسین(ع) دارند وارد میشند و دارن ضربه به ما میزنند.
البته ما از گفتن این جملات ترس داریم که نکند ما نیز گرفتار همچین چیزهایی بشیم و یا در گرفتاری هامون اربابمون رو فراموش کنیم تا خدا به ما گوشزد کنه که تویی که روضه میخوانی دیدی فراموش کردی دیدی نتونستی و فقط حرف زدی و ما از همینجا به او معتصم میشیم و پناه میبریم به او از بلایا و فتنه ها.

![]()
گفتم سرت پایین بنداز و زندگیتو بکن ..
به هیچ چیز و هیچ کس کاری نداشته باش
ما بی طرفیم کار به کار کسی نداریم
گفت .. زیارت عاشــورا را خوانده ای؟
دودسته جمله دارد “یا سلام است یا لعن”
جامعه هم دو دسته دارد
“مورد سلام اهل بیت و مورد لعن آنها ”
عاقبت هم دودسته میشوند “بهشت و جهنم” …وسط ندارد
گفتم حتی بی طرف ها …؟؟؟!!!
گفت درزیارت عاشورا جوابت هست
“وشایعت وبایعت وتابعت علی قتله ..”
امام صادق آن بی طرف هارو هم لعنت کردن …
گفتم زمانه عوض شده موقعیت فرق دارد
گفت بازهم زیارت عاشورا
“وآخــر تابع له علی ذلـــک ”
تاآخر زمان هرکس مثل اینها باشد لعن میشود
قرار نیس که فامیلش یزید باشد
“کل یـــوم عاشـــورا ”
درهرزمـــان حسینـــی به قتلــگاه میرود …
کاروان حـــرکت کــرده …
وهرانسانی به کربلای خودش میرود…
باید تکلیفش با خودش روشن باشد ..
حسینی است یا یزیدی…؟!
گفت ..جامعه ات را نگاه کن اگر صف حسیـــن را پیدا نکردی به مرگ جاهلیت مــــــــردی…!!!
قایقی خواهم ساخت...
خواهم انداخت به دریای دل
قایق، از خشم پر است
و دل از نفرت تکفیری ها
قصه ی فهمیده
باز تکرار کنم؟؟؟
نه، دگر این بار دعوا
بر سر سربند نیست
همه ی سربندها
نام "یا فاطمه" است...
نشود تکرار باز عاشورا
خیمه ها این بار
جایش امن است
علم عباس هم
دست نیکوی گل سر سبد "فاطمه" است
رهبرم «خامنه ای» است
رهبرم سید و اولاد "علی" است
رهبرم أخم کند
به خدا مادرتان
داغ شما می بیند...
حاج همت رفته
کاظمی دیگر نیست
پدر موشک ایران هم رفت
لیک از عالم غیب
باز با ما هستند...
حاج قاسم هم هست
که سلیمانی کرد
همه دنیا را فتح...
همه ی ما هستیم
کور خواندید اگر
باز هم فکر کنید
که علی تنها است...
نامه های بیعت با مسلم
همه اش ایرانیست...
همه با خون خود امضا کردیم
" خاک پای پسر زهراییم..."
باز دنیا انگار
تشنه خون شده است
هوس رویش لاله کرده
دور تا دور ضریح عباس
خون شیعه ز گرفتاری تن خسته شده
وقت آن است که آزاد شود از رگ ها
"رهبرم" أخم نکن
ای به فدای جدت
به خدا إذن دهی
شیعه با خون خودش می شورد
همه ی لشکر کفر
"لبیک یا خامنه ای"